تبليغاتX
دختر موجودی شیطانی
بالا بری پایین بیای حرف حق تلخه
هر چند اسکلت الفبايی زبان فارسی در نوشتار و آهنگ اصلی واژه ها در گفتار طی قرن ها کم و بيش پا بر جا مانده، اما ساختار فرعی و اژه ها و جمله ها تحت شرايط اقتصادی و اجتماعی تحولات زيادی را گذرانده است . کلماتی که در فرهنگ مادی مردم زمينه استفاده نداشته مهجور و از رده خارج شده، کلماتی با قبول بعضی تغييرها به جا مانده و کلماتی بيگانه بی هيچ تغيير و شکل خارجی خود در زبان فارسی کاربرد پيدا کرده است. بی شک پيش از آن که يک زبان به عنوان زبان رسمی در کشوری رايج شود، لهجه های محلی از ارزشی يکسان برخوردارند اما همين که زبانی استاندارد در سرزمينی به وجود آمد، از آن پس ديگر گويش های محلی ارزش های کاربردی و اجتماعی خود را در سطح وسيع کشور از دست می دهند.

با وجودی که گويش شيرازی پيوسته رنگ زبان رسمی مملکت رابه خود می گيرد. هنوز هم اين لهجه با لهجه رسمی تفاوت هايی دارد و هنوز هم پاره ای واژه ها ، اصطلاحات و ترکيب هايی در اين لهجه به گوش می رسد که برای غير شيرازی بيگانه است. بسياری از واژه هايي که در گويش شيرازی کاربرد دارند، دقيقاً با همان تلفظ و معنی معمول در شيراز در فرهنگ های معتبر ضبط شده است و نشانه درستی اين گونه واژه هاست .

در اين جا اشاراتی هرچند مختصر به برخی از ويژگی ها و قواعد لفظی اين گويش داريم در لهجه شيرازی تکيه بر حسب نوع کلمه روی هجاهای فارسی مختلف است يعنی با تغيير محلی تکيه معنا تغيير می کند. البته اين موضوع خاص لهجه شيراز نيست و زبان فارسی را شامل می شود برای مثال :

آقو با a کوتاه به معنی پدر و آقو باaa کشيده به معنای آخوند يا يک سيد است. اصل کلی و عمومی در اين گويش تلفظ هر چه ساده تر کلمات است به نحوی که عادت زبانی شيرازی ها ايجاب می کند. بنابراين اگر ما تمام اسامی ، افعال، قيود و .... اين لهجه را بررسی کنيم، می بينيم ضمن اين که درهر يک از اين مقوله ها ساختار ثابتی دنبال می شود، هر جا عادت زبانی شيرازی ها ايجاب کرده، از آن ساختار ثابت عدول شده است برای مثال اغلب کلماتی که در فارسی رسمی به مصوت بلند ( a = ا ) ختم می شوند در گويش شيرازی به مصوت کوتاه( o= ـُ ) ختم می شوند مانند با : بو، بالا : بالو، بابا : بابو، حالا : حالو، کاکا: کاکو .

تمام کلمات مذکور چه به تنهايي و چه درترکيب با ساير کلمات اين تغيير رادارند، اما کلماتی مانند پا، شفا با آنکه به مصوت بلند (a ) ختم می شوند به تنهايی تغيير را نمی پذيرند و فقط در ترکيب با ساير کلمات مصوت بلند پايانيشان تبديل به مصورت کوتاه (o) می شوند. مثلاً : شفا اگر موصوف يا مضاف واقع شود می شود شفُ مصوت بلند (u) (او ) در آخر کلمه به عنوان معرفه ساز به کار می رود.

( مداد _ مدادو ) ( کتاب _ کتابو ) ( گاو_ گاوو).

همين مصوت معرفه ساز در کلماتی که به هاء بيان حرکت ( هاء غير ملفوظ ) ختم می شوند. پس از حذف مصوت کوتاه(e) ( -ِ ) در آخر کلمه به (ow) تبديل می شود :

( نامه _ نامو ) (شيشه _ شيشو ) ( خونه_ خونو) (شونه _ شونو)

در مورد صرف افعال، پيروی از دستور زبان رسمی معمول است و بازهم هر جا عادت زبانی شيرازی ايجاب کرده، صامت يا مصوتی دگرگون شده است .

(بشکن _ بوشکون ) ( می جويم _ موجورم )

ضمير های اشاره ( اين ) و ( آن) درگويش شيرازی به ( ای ) و (او) و جمع آنها به ( اينا) و ( اونا) تغيير پيدا می کند .ضماير مفعولی مرا( من) ، ترا( تر)، مارا ( مار)

ها در آخر کلمه بعد از الف در لهجه شيرازی از تلفظ ساقط می شوند:

(چاه_ چا) ( روباه _ روبا) ( شاه _ شا )( ماه _ ما )

(b = ب ) در آخر بعضی کلمات دو حرفه در گويش شيرازی تبديْ به (ow) می شود.

( آب _ او ) ( تب _ تو ) ( لب _ لو ) می شود.

درتعدادی از کلمات که وسط آنها الف است موقع تلفظ الف تبديل به واو می شود:

(ارزان_ ارزون ) (تکان _ تکون ) ( جان_ جون )

در شيراز هنوز مردم محله های قديمی تر بيشتر به لهجه شيرازی سخن می گويند تا بقيه مردم مثلاً لهجه کسبه و اهالی دروازه سعدی، لب آب، دروازه قصاب خانه، دروازه شاه داعی الله .... تفاوت آشکار با لهجه اهالی و کسبه نقاط ديگر شهر دارد.



از نمونه واژه های رايج درشيراز :


asiov


آسيو = آسياب

barikallo


باريکلو = بارک الله

boro balo


برو بالو = برو بالا

bovo


بو = بابا ، پدر

bune


بونه = بهانه

tarof


تارف = تعارف

towe


توه = تاوه، تابه

towidan


تويدن = تابيدن

capow


چپو = چپاول

dati


داتی = دهاتی

atish


آتيش= آتش

axere sow


آخرشو= آخرشب

aftov


آفتو= آفتاب

amu


آمو= اما

azbe


ازب = ازبس که

oftidan


افتيدن = افتادن

egad


اقد= اين قدر

age


اگه= اگر

abar


اوبر= آن طرف

uto


اوتو = درآن اطاق

ure


اور = او را

owrak


اورک = آورک ، تاب

owsar


اوسار= افسار

owsan


اوسن = آبستن

owshan


اوشن = آويشن ،آبشن

utowr


اوطو= آن طور

owkalle


اوکله = آبگوشت کله، کله پاچه

owaki


اوکی = آبکی

owle ru


اوله (رو)= آبله (رو)

owle mor gun


اوله مرغون = آبله مرغون ( مرغان)

po sodan


پاشدن= بلند شدن

uvaxta


اووختا= آن وقت ها

uvaxtalo


اووختال = آن وقت تا به حال

ow yari kerdan


او ياری کردن = آبياری کردن

oy somo


ای شم _ آهای ، با شما هستم

itow


ای طو= اين طور

oyne


اينه= آينه

bad badak


بادبادک = بادکنک

bad bizan


بادبيزن = بادبزن

baggele


باقله = باقلا

balxune


بالخونه= بالاخانه

bato


ب ت= با تو

be dune


ب دونه = به دانه

baa ze


ب ز = بهتر از

basse


بس = بست است، کافی است

baaze


بض = بعض

bakroy


بکری = بکرايي (يکی از مرکبات)

bun


بون= بام

paxse


پخشه = پشه



+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:59  توسط سعید  | 

وقتي سردار احمدي‌مقدم، فرمانده نيروي انتظامي، از رشد 10 درصدي جرايم عنف و از آن جمله تجاوز در 10 ماهة نخست امسال نسبت به همين دورة زماني در سال گذشته خبر داد (خبرگزاري ايونا، 26 بهمن 1384)، چند روز از شروع فعاليت پليس غرب تهران براي افزايش امنيت اجتماعي ـ كه نه‌تنها در آمار بلكه به‌طور ملموس نيز براي شهروندان به مسئله‌اي كليدي بدل شده است ـ مي‌گذشت. (خبرگزاري ايسنا، 16 بهمن 1384)در همين روزها، «باغ خرمالو» تيتر صفحات حوادث روزنامه‌ها شد و توضيحات اين خبر از اقدامات باندي پرده برداشت كه طعمه‌هاي خود را از ميان زنان و دختراني انتخاب مي‌كردند كه به قصد جابه‌جايي درون‌شهري سوار ماشين آنها مي‌شدند. اعضاي باند طعمه‌هايشان را به سكوت و خلوت باغي دورافتاده در جنوب شهر تهران مي‌كشاندند و در آنجا دست به اقدامات شوم خود مي‌زدند و پس از سرقت از آنان مي‌گريختند. (روزنامة شرق، 4 بهمن 1384) حسين، سردستة اين باند كه «روح سرگردان باغ خرمالو» عنوانش كرده‌اند، در گفت‌وگو با خبرنگار حوادث ايران در توضيح رفتارهاي خشونت‌بار خود و باندش گفت: «هر بار دختر و زن جواني را مي‌ديدم كه به‌تنهايي منتظر خودرويي است، به‌شدت از آنها نفرت پيدا كرده و به آنان فحش مي‌دادم. وقتي زن‌ها و دختران را مورد تجاوز قرار مي‌داديم، اصلا ًاحساس پشيماني نمي‌كرديم و به‌هنگام بازگرداندنشان از آنها مي‌خواستيم تا ديگر هيچ‌گاه سوار خودروهايي كه سه پسر داخل آن نشسته‌اند، نشوند.» (روزنامة ايران، 5 بهمن 1384)

در كنار اين خبر، اخبار ديگري نيز از خشونت با زنان حكايت مي‌كنند، بي‌آنكه در عنوان‌هاي آنها اين مسئله بازتاب شفافي داشته باشد.تيتر «درخواست مجازات اعدام براي باند گرگ‌هاي سياه» (روزنامة ايران، 10 بهمن 1384) متعلق به خبري است كه در آن مشخص مي‌شود گردانندگان باند گرگ‌هاي سياه، كه 15 دختر و زن را در غرب تهران شكار كرده و آنان را در كوچه‌هاي تاريك عظيمية كرج مورد تجاوز قرار داده‌اند مفسد‌في‌الارض شناخته شده‌اند و در دادگاه انقلاب محاكمه خواهند شد.اين اقدام قضايي در حالي صورت گرفت كه اين افراد با اعترافات تكان‌دهندة خود به شرح تجاوز به 15 دختر و زن پرداختند.«مرگ تلخ دختري در ميان شعله‌هاي آتش» (روزنامة ايران، 28 دي 1384) به شرح ماجرايي مي‌پردازد كه طي آن دو آدم‌رباي ناشناس پس از دزديدن دختر دانش‌آموز 16 ساله‌اي او را در منطقه‌اي بياباني به آتش كشيدند. تحقيق دربارة انگيزة اين جنايت هنوز ادامه دارد.«شكايت دختر جوان از مدير يك شركت تجاري» (روزنامة ايران، 27 دي 1384): طبق اين خبر، دختر 22 ساله‌اي ادعا كرد كه مالك شركت خصوصي‌اي كه در آن مشغول به‌كار بوده به وي تعرض كرده است. «سرقت دخترانه به‌خاطر عشق» (روزنامة ايران، 22 دي 1384): اين عنوانِ خبري است كه در آن دختر جواني فريب پسري را مي‌خورد كه به او اظهار عشق كرده بود. وي براي برطرف كردن مشكل مالي پسر به سرقت از پدر و مادرش دست مي‌زند كه پس از آن متوجه فريبكاري وي مي‌شود.

خبرهاي ديگري هم به صفحات حوادث روزنامه‌ها راه يافته‌اند كه در عنوان آنها به محور اصلي ماجراي جنايت اشاره شده است.«بازجويي از متهم رديف دوم پروندة قتل سريالي زنان» (روزنامة شرق، 16 بهمن 1384)«ربايندة دختران جوان به اعدام محكوم شد» (روزنامة اعتماد، 15 بهمن 1384)«قتل يك مادر و دختر، 7 ماه بدون سر نخ» (روزنامة ايران، 15 بهمن 1384)قرار صادرة متهم رديف دوم پروندة قتل سريالي زنان تغيير كرد» (روزنامة شرق، 13 بهمن 1384)«قتل خاموش يك زن» (روزنامة ايران، 12 بهمن 1384)«بازجويي از قاتل سريالي زنان پشت درهاي بسته» (روزنامة ايران، 11 بهمن 1384)«پدري دخترش را با روسري خفه كرد» (روزنامة اعتماد، 10 بهمن 1384)«متهم اصلي قتل‌هاي سريالي سه زن در تهران اعترافات قبلي‌اش را تكرار كرد» (ايسنا، 10 بهمن 1384)«نامة سه زن ديگر در پروندة قربانيان باند روح سرگردان» (روزنامة ايران، 10 بهمن 1384)«پس از 5 سال جست‌وجو، جسد زن گمشده را در چاه فاضلاب يافتند» (روزنامة اعتماد، 9 بهمن 1384)«دستگيري پسر جوان در پروندة مرگ مشكوك يك دختر» (روزنامة همشهري، 8 بهمن 1384)«داماد نوعروسش را خفه و جسدش را حلق‌آويز كرد» (روزنامة اعتماد، 8 بهمن 1384)«اعترافات قاتل: پس از كشتن زنم كنارش نشستم و تا صبح گريه كردم» (روزنامة اعتماد، 6 بهمن 1384)«قتل زن با روسري آبي» (روزنامة شرق، 5 بهمن 1384)«قاتل زن تنها بازداشت شد» (روزنامة همشهري، 4 بهمن 1384)«قتل دو زن در پروندة جاني منطقة فلاح» (روزنامة ايران، 3 بهمن 1384)«اعتراف تازة قاتلان سريالي زنان در صحنة 3 جنايت» (روزنامة ايران، 28 دي 1384)«اعتراف قاتلان سريالي زنان به شناسايي 100 زن» (روزنامة ايران، 27 دي 1384)«قتل دختر دانشجو در يك تسويه‌حساب خونين» (روزنامة ايران، 22 دي 1384)«مرگ زن 20 ساله زير مشت‌هاي شوهر» (روزنامة ايران، 22 دي 1384)

در ميان اين حوادث، به اخباري برمي‌خوريم كه نشان از قتل مردان به‌دست زنان يا خشونت با آنان دارند.«محاكمة دختري كه پدرش را كشت» (روزنامة همشهري، 16 بهمن 1384) از ماجراي دختري حكايت مي‌كند كه پدرش را با سيانور به قتل رسانده است. وي در دادگاه دربارة علت كارش گفته است: «19 ساله بودم كه پدرم مرا بارها مورد آزار و اذيت قرار داد. پس از مدتي با پسر جواني آشنا شدم و جريان را برايش تعريف كردم. با او به بازار تهران رفتيم و من سيانور خريدم. سپس او را با خوراندن غذاي مسموم به قتل رساندم.»اين خبر همچنين حاكي است كه اولياي دم با حضور در دادگاه از شكايت خود صرف‌نظر كردند.«عاقبت تجديدفراش» (روزنامة ايران، 16 بهمن 1384) حكايت مردي را نقل مي‌كند كه همسرش سنجاق ته‌گردهايي را داخل قرص‌هاي وي جاسازي كرد و به خوردش داد.«دختر دانشجو نامزد عهدشكن را با چاقو به قتل رساند» (روزنامة اعتماد، 12 بهمن 1384) ماجراي دختر جواني است كه وقتي متوجه شد خواستگارش ديگر علاقه‌اي به او ندارد با ضربات كارد او را به قتل رساند.«دستگيري زني كه نقشة قتل همسرش را با همدستي دو تبعة غيرمجاز افغاني عملي كرد» (خبرگزاري ايسنا، 2 بهمن 1384) ماجراي زني 22 ساله است كه در بازپرسي‌ها ادعا كرد به علت اختلاف سني زياد ميان خود و همسر 40 ساله‌اش نقشة قتل او را كشيده و با همدستي دو پسر جوان كه با آنها ارتباط داشته وي را به قتل رسانده است.«نفرت و كينه مرا به قتل همسرم واداشت» (روزنامة شرق، 2 بهمن 1384) ماجراي زني است كه با همدستي پسر جوان 19 ساله‌اي شوهرش را به قتل رساند. وي بيان كرد: «من بارها از شوهرم كه پس از ورشكستگي خلافكار شده بود خواستم طلاقم بدهد. او من را تحقير مي‌كرد... يك ماه قبل از قتل وقتي من و همسرم تنها بوديم اصرار كردم طلاقم بدهد باز نپذيرفت. همانجا بود كه به او اولتيماتوم قتل دادم و او گفت اگر عُرضه داري من را بكش.» او ادامه داد: «ما از اول تفاهم اخلاقي نداشتيم، تا اينكه او معتاد شد و شرايط اقتصادي ما هم بد شد. از زماني كه فقط يك فرزند داشتم مي‌خواستم كه مرا طلاق دهد. اما او قبول نمي‌كرد. او دچار مشكل اخلاقي بود و وقتي اعتراض مي‌كردم مي‌گفت كه اگر تو هم مي‌تواني انجام بده!»

در كنار اين موارد، اخباري در روزنامه‌ها به چشم مي‌خورند كه حكايت از خشونت‌ها و قتل‌هاي ناموسي مردان به‌دست مردان دارند.«محاكمة زوج جوان به اتهام قتل» (روزنامة شرق، 15 بهمن 1384) ماجراي زن و مرد جواني را نقل مي‌كند كه پسر جوان 27 ساله‌اي را با ضربات چاقو و قمه به قتل رساندند. مرد جوان در توضيح اين قتل گفت: «مقتول از دوستان خانوادگي ما بود و هرازگاهي به خانة ما مي‌آمد اما اين اواخر به رفتارهاي او مشكوك شده بودم و فكر مي‌كردم با همسرم (اعظم) رابطه دارد. از اين رو، از اعظم خواستم تا حقيقت را بازگو كند. او شب قبل از حادثه به من گفت كه از چند ماه قبل با سيدعلي (مقتول) رابطه داشته است.» وي ادامه داد: «بعد از اينكه اعظم تمام ماجرا را براي من تشريح كرد تصميم به قتل سيدعلي گرفتم. موضوع را با اعظم مطرح كردم و او هم پذيرفت تا مرا در كشتن سيدعلي همراهي كند...»«نقشه براي مزاحم آشناي يك دختر» (روزنامة ايران، 10 بهمن 1384) حكايت پسر جواني است كه با كشاندن مزاحم آشناي دختر مورد علاقه‌اش به محلة خلوتي او را با ضربات چاقو از پاي درآورد.«قتل رفيق به‌خاطر يك دختر» (روزنامة اعتماد، 9 بهمن 1384) حكايت پسر 17 ساله‌اي است كه ادعا دارد به‌دليل تعرض يكي از دوستان خود به دختر مورد علاقه‌اش، وي را به قتل رسانده است.«3 بار بدشانسي براي قتل خواستگار سمج!» (روزنامة ايران، 9 بهمن 1384) ماجراي قتل آرايشگري به‌دست برادران زن مورد علاقه‌اش است كه چون بعد از بارها شنيدن پاسخ منفي باز هم بر خواسته‌اش تأكيد مي‌كرد او را به قتل رساندند. «ميهماني مجردي با ضرب‌وشتم ميزبان پايان يافت» (روزنامة ايران، 3 بهمن 1384) خبري است از پسر جواني كه در يك ميهماني، بعد از ديدن عكسي از خواهرش به همراه پسر ميزبان، به ضرب و شتم صاحبخانه پرداخت و تمام وسايل منزل را نيز به‌طور كامل تخريب كرد.■
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 0:0  توسط سعید  |