من هیچی نمی گم فقط از فرهنگ غنی مردم ایران لذت ببرید و دفعه دیگه نگین مردم بی فرهنگ هستند

اوایل این هفته به مجلس ختم پدربزرگ دوستم رفتم.
او از حاجآقاهای بهنام و مثلا خیّر ِ شهر بود. و از همین راه خیری(!) خونهو زندگیییبه هم زده که بیا و ببین! فکر کنم کل نزدیکان تا هفت نسل احتیاج به کار کردن ندارن!
خانمهای مداح براش چه کردن! اونقدر از فضائل اخلاقیش گفتن و از کمکای مخفیانهش به ضعفا که آدم فکر میکرد نکنه یکی از امامها بوده و ما خبر نداشتیم.
میگفتن یکی از همین خانممداحها صیغهش بوده.
یکی از جالبترین صحنهها دیدن سُروندن عمدی چادرهای کیپ گرفته شده به وقت هقهق گریههای زورکی و معلوم شدن لباسهای تور توری( یه تورتوری میگم و یهتورتوری میشنوید) مشکی بر تن خانومهای تپلمپل و دیدن کوه گوشت لرزان بدنهای سفیدمفید و بخصوص منظرهی لباسزیرهای قرمز و سبز و بنفششون بود که هارمونی عجیبی با هم داشتن. بخصوص با موهای دکلره کردهی جیغویغی و مشهای فانتزی و...
بگذریم... میخواستم راچع به بحثی که آخر مجلس پیش اومد بگم.
آخرش یکی از خانمهای مداح که با اون صدای کلفت مردونهش صدوبیست بار رقیه رو در کربلا کشت و دوباره زنده کرد و چهل بار "عجب رسمیه رسم زمونه" رو عین رسول نجفیان دکلمه کرد، رو پخش کرد و باعث شد همهمون دلغشه بگیریم، داد یه دختر کارتش رو بین جمعیت پخش کنه.
حاجیه خانم رقیهی حسین زاده متخصص در امر مولودیخوانی، نوحه، انواع اقسام سفره، ختم قرآن به صورت تندخوانی و...
خانمی دستش رو بلند کرد و بلندبلند، طوری که از این ور سالن 500 متری صداش به حاجیهخانم برسه گفت:
- سوال هم جواب میدین؟
- بله خواهر بپرسید. ما برای همین است اینجاییم.
- من هر سال برای حضرت محمد( در اینجا حضار یه صلوات بلند محمدی فرستادن) مولودی میگیرم. من همیشه دو تا خانوم دفزن میارم که در تموم ساعات جشن دف میزنن. از نظر شما ایرادی داره؟
- ای وای خواهر. معصیت میکنی! دفعهی دیگه بگو من بیایم تا نشانت بدهم مولودی را چطور بدون دف میخوانند. دف حرام است!
خانم دیگری خیلی جدی گفت:
- اما من شنیدم اگر دور دف ازین حلقهها نداشته باشه زدنش در تولد حضرت( دوباره صلوات محمدی) اشکالی نداره.
خانم دیگری که اونم مداح بود و قبل از حاجیه رقیه مدح حاج آقارو گفته بود( شاید او هم صیغه بوده که اینقدر از کمکهای حاجآقا به زنان بیوه خبر داشت) و کمی شلحجاب از تر رقیهخانم بود، گفت:
- حلقهها اگه یک دور باشه اشکال نداره. ولی دفهایی که پشتشون در هر ردیف چند حلقه توی هم دارن و خیلی صدای زنجیر میدن حرامن!
آقایی که شوما باشین، خانومی که شوما باشین، بحث در گرفت. من با این که کار داشتم برام جالب بود که اینا بالکل حاجآقا رو که اینهمه خرج ختمش کرده بودن فراموش کرده بودن و چسبیده بودن به حلقههای دف! موندم و یه خورده دیگه گوش دادم.
خانمی که اول سوال کرده بود حسابی .. گیجه گرفته بود.
گفت میخوام برم قم و از آیات عظام کسب تکلیف کنم( دف زدن یا دف نزدن! مسئله این است)
از قیافهی ناامیدش حدس زدم آخرش از خیر مولودی گرفتن هرساله میگذره.
موقع کفش پوشیدن، دم در خانومه رو دیدم گفتم: باور کنید اگه الان حضرت محمد زنده بود کتشلوار میپوشید و بهترین ماشینو سوار میشد و دف که سهله خودش پیانو و ویلن میزد... مولودیتونو بگیرید و نوازندههای انواع اقسام سازها رو دعوت کنید و...
هنوز داشتم افاضات میفرمودم که خانومه نگاهی عاقل اندر سفیه( خودشه!) بهم انداخت و بدون کلمهای رفت.
سلام
سلامی به تلخی سکوت ، به تلخی دانستن و دم برنیاوردن
حسابی حالم گرفته نمی دونم چه کار کنم دیکه از شنیدن این همه خبر ناراحت کننده دارم دیوونه می شم
یه روز می شنویم پرونده ایران رفته شورای امنیت یه روز می شنویم توی دانشگاه تهران بگیر بگیر و ....
داشتم از کنار دکه روزنامه رد می شدم که یهو این متن منو سرا جای خودم میخ کوب کرد که 15 خرداد وزارت نیرو با سازمان حفاظت از آثار باستانی باهم ملاقاتی در مورد آبگیری صد سیوند (نزدیک مقبره کورش است ) با هم صحبت کنند
نمی دونم چرا در مورد زمان آبگری صحبت کنند و چرادر موردتوقف زمان آبگیری صحبت نمی کنند؟؟
قبلا شنیده بودم که با آبگیری مقبره ی کورش می ره زیر آب ولی اینطور نیست از اون جایی که من شنیدم که البته این منبع کاملا مطمئن است ، گفته شده که شهر پارساگرد (پاسارگاد) به زیر آب خواهد رفت که این نابود کردن نه تنها گذشته بلکه آینده فرزندان ما که نمی فهمند چه بوده و چه شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ را نابود خواهد کرد
همون طور که می دونید شهر پارساگرد اولین مکانی است که بزرگترین حکومت سکولار و دمکرات تاریخ بشری بنا شده ، بله منظورم حکومت هخامنشیان است که استوانه حقوق بشر کورش کبیر موسس این نظام است
ای کاش بودی و میدیدی ، کاش کاوه دادخواه همراه با فریدون ما را راهنمایی میکردند که همکنون بیش از گذشته به وجودشان احتیاج داریم
قضیه اینبود که جناب عزرائیل از طرح بلاگرولینگ خوشش اومده بود.
آخ اگه میتونست یک دِثرولینگ برای خودش درست کنه، راحت پاشو رو پاش مینداخت و اونایی که زمان مرگشون فرارسیده بهراحتی پیدا می کرد.
پس به هیئت آدمیزاد دراومد و در یکی از کلاسهای کامپیوتر ثبتنام کرد و خیلی زود فوت و فن کارو یاد گرفت.
بعد رفت و نشست و یه دِثرولینگ مشتی برای خودش درست کرد به چهدرازی! با شش هفت میلیارد لینک.
خدا هر روز یه لیستی بهش میداد و میگفت کی باید از چی بمیره . قبلا باید کلی وقت صرف میکرد هر کدومو پیدا کنه. اما اینطوری خودشون با آدرسشون میومدن بالا.
حسابی خوشخوشانش شده بود.
کمکم تنبلی بر او چیرهشد. دید این چهکاریه تکتک بکشمشون اونم هر کدوم با یه مرض و دردی .
روی اسم پنجاههزار نفر کنترل+آ گرفت و بعد دیلیت .
با زلزلهای یکهو همهشونو کشت. پنجاههزار نفر دومو با جنگ کشت و پنجاه هزار نفر بعدی رو با...
خدا میدید که عزرائیل دیگه کمتر از اتاقش بیرون میره و همهش پشت ماسماسکی نشسته و با کلیدهایی ور میره.
یه روز بیصدا رفت بالای سرش ببینه قضیه چیه؟
دید ای داد... اسم یه عالمه آدم هایلایت شده و انگشت عزرائیل روی دکمهی دیلیته. اسم همهشون هم ایرانی بود و قرار بود در زلزلهای جدید بمیرن.
خدا بر عزرائیل نهیب زد:
ای عزرائیل شرم بر تو! ننگ بر تو فرشتهی مرگ تنبل!
نمیبینی ایرانیهای بیچاره خودشان هرروز با فرزند خلف تو، عزرائیلنژاد، دست و پنچه نرم میکنند؟
ای توُف برتو باد.
ایشان را به حال خود واگذار که اگر اوضاع به همین منوال پیش برود برای مرگ دیگر نیازی به چون تویی ندارند. برو سراغ بقیه. آنهم طبق لیست و بدون کنترل+ آ+ دیلیت.